گروه زیست شناسی استان سمنان

ریبوزیم (Ribozyme)

خصوصیات آنزیمی اینترونهای گروه II, I:

اینترونهای گروه I و II:

در مکانهای مختلفی وجود دارند. این دسته از اینترونها در ژنهای کد کننده rRNA در یوکاریوتهای پست Tetrahymena Polycephalum (مژکدار) و physarum polycephalum  (کپک مخاطی) وجود دارند آنها در ژنهای میتوکندری، قارچهاو در سه ژن فاژ T4 و نیز باکتریها وجود دارند اینترونهای گروه II, I قدرت پیرایش خودشان را دارند به این توانایی خود پیرایش می گویند. علاوه بر تسریع قابل توجه سرعت واکنش اینترونهای گروه I دارای تشابهات دیگری با آنزیمها، نظیر رفتارهای کینتیک و ویژگی بالا هستند. اتصال کوفاکتور گوانوزین به اینترون rRNAگروه I در تتراهیمنا قابل اشباع بوده و توسط 3 داکسی گوانوزین بطور رقابتی مهار می گردد. این اینترون در واکنش برش بسیار دقیق عمل می کند. این دقت بیشتر به واسطه وجود قطعه ای بنام توالی راهنمای داخلی می باشد که می تواند با توالی های اگزون در نزدیکی جایگاه 5 اسپلایس ایجاد جفت باز نماید. این جفت شدنها سبب می شود تا پیوندهای خاصی برای شکسته شدن و اتصال مجدد در موقعیت مناسب قرار گیرند.

RNA  اسپلایسینگ را کاتالیز می نماید:

اینترونهای گروه II, I چند خصوصیت کلیدی مشترک دارند ولی از نظر جزئیات مکانیسم های اسپلایسینگ با یکدیگر متفاوتند اینترونهای گروه I در بعضی از ژنهای هسته ای، میتوکندریایی، کلروپلاستی کد کننده مولکولهای t RNA، m RNA , r RNA یافت می شوند. اینترونهای گروه II عموماً در رونوشتهای اولیه m RNA میتوکندریایی و کلروپلاستی موجود در قارچها، آلکها و گیاهان مشاهده می گردند. اینترونهای گروه I، گروه II در میان مثالهای نادر اینترونهایی هستند که باکتریها نیز یافت می شوند. هیچ کدام از این کلاسها برای اسپلایسنگ نیاز به یک کوفاکتور پر انرژی (مثل ATP) ندارند، مکانیسم اسپلایسنگ در هر کدام از این گروه ها، مستلزم دو مرحله واکنش ترانس اسفریکاسیون می باشد. در هر کدام از این مراحل گروه  یا  هیدروکسیل ریبوز، یک حمله نوکلئوفیلی به یک فسفات نموده و با تجزیه یک پیوند فسفودی استر، پیوند جدیدی ایجاد شده و تعادل انرژی حفظ می گردد. این واکنش ها بسیار مشابه واکنش های شکست و اتصال مجدد RNA در حضور توپوایزومراز و رکامیناز های با ویژگی جایگاه هستند.

واکنش اسپلایسینگ گروه I نیاز به یک نوکلئوزید یا کوفاکتور نوکلئوتیدی گوانینی دارد ولی این کوفاکتور به عنوان منبع انرژی مورد استفاده قرار نمی گیرد. بلکه گروه  هیدروکسیل گوانوزین یک پیوند  فسفو دی استر طبیعی با انتهای  اینترون ایجاد می نماید. سپس گروه  هیدروکسیل اگزونی که در این مرحله جایگزین شده است، بعنوان یک نوکلئوفیل در یک واکنش مشابه در انتهای  اینترون عمل می نماید. نتیجه این واکنش ها، برش دقیق اینترونها و اتصال اگزون ها می باشد
+ نوشته شده در  سه شنبه 25 آبان1389ساعت 16:42  توسط   |